تبلیغات
✗כפֿتــرآטּـہ✗ - sub zero
✗כפֿتــرآטּـہ✗

.

سلام!
به دلیل اصرار های شدید یکی از دوستان 
امروز می خوام براتون بیوگرافی سابزیرو را بزارم
پس برید ادامه ی مطلب!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.



نام واقعی: Kuai Liang

سن: 32

قد: 188 سانتی متر

وزن: 95 کیلوگرم

زادگاه: قلمروی زمین ، چین

س***ت: قلمروی زمین

نژاد: انسان / کرایمنسر

سلاح ها:

Ice Scepter (MK4, MKG)
Kori Blade (MKA, MK,

سبک های مبارزه:

Shotokan (Mن A, MK, MK:A)
Dragon (MKA, MK) 

دسته: خوب

ظهور:

Mortal Kombat II
Mortal Kombat 3
Ultimate Mortal Kombat 3
Mortal Kombat Trilogy
Mortal Kombat 4
Mortal Kombat Gold
MK: Deadly Alliance
MK: Deception
MK: Shaolin Monks
MK: Unchained
MK: Armageddon
MK vs. DC Universe
Mortal Kombat (2011)

متحدین:

Smoke
Raiden
Shujinko
Liu Kang
Kung Lao
Kenshi

دشمنان:

Quan Chi
Hotaru
Scorpion
Sektor
طراح:
Daniel Pesina (MKII)
John Turk (MK3, UMK3, MKT, MK4, MKG)
Keith Cooke (second film)
Ryan Watson (Live Tour)
J.J. Perry (Conquest) 
Kevan Ohtsji (MKL) 
Luke Perry (DotR)
Jim Miller (MK 2011)

ساب زیرو ( زیر صفر) ، با نام واقعی کوای لیانگ ، یکی از اعضای گروه لین کوئی (Lin Kuei) هست که در سری بازی های مبارزه مرگبار حضور یافت. او برادر کوچکتر نوب سایبات (Noob-Saibot) یا به عبارتی ساب زیرو اصلی هست. از نسخه دوم این سری بازی ساب زیرو در تمامی نسخه های مبارزه مرگبار حضور پیدا کرده. (نویسنده: البته معلوم نیست که این زیر صفر درجش سانتی گراده یا کلوینه یا فارنهایته!!!!!!!!!!) 

درباره ساب زیرو:

ساب زیرو یکی از محبوب ترین کاراکترهای سری بازی مبارزه مرگبار هست. در واقع دو ساب زیرو وجود داره که هردو باهم برادرند: برادر بزرگتر بی هان (Bi-Han) و برادر کوچکتر کوای لیانگ که هردوی اونا لباس آبی رنگ به تن دارند و جزء گروه لین کوئی و جزء نژاد کرایمنسر (Cryomancer) هستند. ( این نژاد یه نژاد وابسته به دنیای خارج هست که توانایی کنترل یخ رو داره؛ با این حال هردوی اونا در قلمرو زمین به دنیا اومدند.) در ماجراهایی که بین مورتال کامبت 2 و3 اتفاق افتاد ، کوای لیانگ زخمی بر چسم راستش وارد شد؛ اگرچه این زخم در نسخه دیسپشن محو گشت که ممکنه به دلیل تاثیر مدال اژدهای (Dragon Medallion) همراهش باشه.
در زندگی نامه این دو برادر این به خوبی مشخصه که پدر اون ها یه کرایمنسر چینی و مادرشون یه انسان معمولی بوده. (نویسنده: به عبارتی دو رگه هستند!)

پدر این دو ساب زیرو ، یه عامل نفوذی لین کوئی در ایالت متحده بود؛ او در اونجا با زنی آمریکایی آشنا شد و با وی ازدواج نمود که ثمره این ازدواج هم به دو پسر بود. علی رغم میل مادر، پدر دو فرزند رو با خودش به چین برد تا زیر نظر لین کوئی آموزش دیده و جزء گروه قاتلین بشوند. ( نویسنده: ای بابا! مگه فیلم هندیه!!!؟؟؟ خوب مرض داری مادر رو از بچه هاشون جدا می کنی!!؟؟ بیرحم!!)

بیهان با نام مستعار ساب زیرو در اولین مسابقه مرگبار ظاهر شد؛ در حالی که نام مستعار کوای لیانگ توندرا(Tundra) بود. (نویسنده: اگه یادتون باشه در درس جغرافیا ، تندرا به دشتی می گن که گلسنگ های قطبی درش رشد می کنه ؛ حالا چرا اسم این کوای لیانگ رو این گذاشتند؛ از بی سلیقگی لین کوای هست!!!!!!! من اگه بودم می ذاشتم فریزر (Freezer)!!)

بعد از اینکه بی هان توسط اسکورپیون کشته شد؛ کوای لیانگ جایگزین وی گردید و نام مستعار ساب زیرو از آن او شد. بعدها بی هان در قلمرو زیرین (Netherrealm) تبدیل به شبحی با نام نوب سایبات شد.
کوای لیانگ تمام ویژگی های اخلاقی و ویژه برادرش بی هان رو داشت به طوری که مانند برادرش آدم خشک و بی احساس و غیر صمیمی بود و فقط به دنبال این بود که کارش رو در خفا، بدون کوچکترین توجهی انجام بده. ( نویسنده: یه بارگی بگو آب زیر کاه کن!!!!) اما با گذشت زمان و بزگتر شدن او و همچینین پیشرفت در هنرهای رزمی و حرکات ویژه اش ، روحیه جوانمردی و انسانیت جایگزین اخلاق قبلی وی گردید. (نویسنده: حرف قبلیم رو پس می گیرم!!)

این روحیه علاوه بر اینکه سبب می شد تا او یه جنگجوی با اراده و نیرومند بشه؛ سبب جدایی او از دیگر اعضای لین کوئی می گردید. او بعدها به کمک ریدن (Rayden) و لو کنگ (Liu Kang) برای مبارزه علیه شائوکان (Shao Kahn) شتافت و در نسخه گلد با شسکت سکتور(Sektor) ، که از اعضای لین کوئی و به صورت روبوت دراومده بود؛ رهبری گروه لین کوئی رو بدست گرفت.
او یه متحد قابل اعتماد قلمروی زمین بود که هرجا نیاز بود؛ به طور داوطلب کمک می کرد؛ مخصوصا زمانی که ریدن اون رو فرا می خوند. (نویسنده: اشکم دراومد!!!!!). بی شک او یکی از بهترین جنگجویان قلمرو زمین هست.

خط داستانی:

:Mortal Kombat 2

در پی ماجرای ناکام ماندن بی هان در به قتل رساندن شنگ سانگ (Shang Tsung) در اولین مسابقه مرگبار و کشته شدن او توسط اسکورپیون ، توندرا بعد از اعلام سری دوم مسابقات مرگبار بوسیله شائوکان، نام مستعار برادرش رو گرفت و به همراه یکی از اعضای لین کوئی به نام اسموک که دوست دوران کودکیش بود؛ به دنیای خارج فرستاده شد تا ماموریت بی هان رو انجام بده.
ساب زیرو خیلی زود متوجه دشمنی خونی اسکورپیون با برادرش شد. اسکورپیون با شنیدن این که ساب زیرو زنده هست بار دیگه از قلمرو زیرین به زمین اومده بود تا با او روبرو بشه و برای همیشه اون رو نابود کنه. با این حال ، اتفاقی افتاد که باعث سردرگمی و حیرت اسکورپیون شد و اون این بود که ساب زیرو پس از شکست دادن رقیب خود در مبارزه اول ، اون رو نکشت و زندگیش رو بخشید. اسکورپیون دلیل این رحم رو نمی دونست تا اینکه فهمید این ساب زیرو ، برادر کوچک دشمن خونی خودش هست و پس از این تصمیم گرفت تا از این برادر کوچکتر محافظت کنه.
با وجود تلاش های زیاد ساب زیرو و اسموک، اون ها نتونستند ماموریتی رو که از طرف لین کوئی بهشون داده شده بود رو انجام بدن چرا که شنگ سانگ زنده مانده بود. اونا حتی با ریدن و لوکنگ متحد شدند و علیه شائوکان جنگیدند؛ ولی با این حال با دست خالی به گروه برگشتند.

: Mortal Kombat 3 /Ultimate Mortal Kombat 3 /Mortal Kombat Trilogy

در این زمان، گروه لین کوئی به تکنولوژی دست یافته بود تا از طریق اون بتونه که عملکرد جنگجویان خودش رو به طور چشم گیری بهبود ببخشه. اون ها 4 تا از جنگجویان سرآمد خودشون رو انتخاب کردن تا این تکنولوژی رو روی اون ها اعمال کنن و این تکنولوژی چیزی نبود جز این که این 4 جنگجو به روبوت تبدیل بشن. این 4 جنگجو عبارت بودند از: ساب زیرو ، اسموک ، سکتور و سایرکس (Cyrax). (نویسنده: آخه ای کیو ها ! خوب برین یه چند تا ارتش روبوت بسازین ؛ چیکار به این بنده خداها دارین که اسباب بازی بشن؛ نمی گین یهو ویروسی می شن ؛ شارژ باتریشون تموم می شه و کار دست خودشون می دن!)

ساب زیرو به همراه اسموک از این امر سرباز زدند و فرار کردند. این کار باعث شد که از طرف گروه خیانت کار شناخته بشند. با این که ساب زیرو موفق به فرار شد؛ اما اسموک گیر افتاد و تبدیل به روبوت گشت. لین کوئی 3 روبوت رو برنامه ریزی کرده بود تا وی رو پیدا کرده و نابود کنند. هم زمان با این امر ریدن از ساب زیرو دعوت کرد تا علیه ***** جدید شائوکان، به نیروهای مدافع قلمرو زمین بپیونده.

زمانی که ارتش و نیروهای نابودگر شائوکان به قلمرو زمین حمله کردند؛ ساب زیرو جز معدود جنگجویانی بود که از جونش مضایقه کرد و به همراه دیگر جنگجویان مقابل او ایستاد که این نشون دهنده روحیه انسان دوستی او هست. با این حال از شانس بد او در این حمله روبوت ها ی قاتل لین کوئی که دیگه فاقد روح بودند نیز جون سالم به در بردند؛ طوریکه در نهایت او با اسموک روبرو شد اما ساب زیروی ، اسموک رو متقاعد کرد که وی دارای روحیه انسانیت هست. این کار او باعث غلبه بر برنامه ای شد که لین کوئی روی اسموک انجام داده بود. حالا ساب زیرو با متحد جدید خودش به راحتی می تونست که سایرکس و سکتور رو شکست بده. اما او به جای نابود کردن سی پی یو سایرکس ، اون رو دوباره برنامه ریزی کرد تا سایرکس علیه شائوکان مبارزه کنه. (نویسنده: باریک ا... معلومه این لین کوئیی ها برنامه نویسی هم بلد بودند!!!!) با این حال سایرکس در این امر ناکام ماند و در پایان در صحرایی آواره و سرگردان شد تا اینکه از کار افتاد. وضعیت اسموک بهتر از سایرکس نبود چرا که او بوسیله نیروهای شائوکان دستگیر شد و به دنیای خارج فرستاده شد؛ با این که نیروهای زمینی شائوکان رو شکست داده بودند و وضعیت قلمرو زمین به حالت عادی خودش برگشته بود.

: Mortal Kombat 4/ Gold

وقتی خدای ارشد مرطود شده ، شیناک قلمرو زمین رو مورد تهدید و خطر قرار داد ؛ ریدن بار دیگه از ساب زیرو خواست تا به نیروهای مدافع قلمرو زمین بپیونده. او به احترام و افتخار برادر بزرگش بی هان ، لباس وی رو بر تن کرد. همزمان کوان چی اسکورپیون رو متقاعد کرده بود که ساب زیرو قصد نابودی بازمانده های گروه شیرای ریو و خانواده وی رو داره؛ این کار باعث شد که اسکورپیون روی ساب زیرو متمرکز بشه و در نهایت در پناهگاه گورو (Goro's Lair) در مبارزه ای او ساب زیرو رو شکست داد و نزدیک بود وی و بکشه که معلوم شد او در قتل خانواده و قبیله اش هیچ نقشی رو نداشته ؛ چرا که کوان چی ظاهر گشت و اظهار کرد که تمامی این ماجرا ها از وی نشئت گرفته. کوان چی قصد فرستادن اسکورپیون به قلمرو زیرین رو داشت که اسکورپیون با زیرکی خود کوان چی رو هم با خود در قلمرو زیرین به اسارت کشید. این آخرین مبارزه بین ساب زیرو و اسکورپیون بود تا این که واقعه آرماگدون اتفاق افتاد.

: Mortal Kombat: Deadly Alliance

بعد از این ماجرا ساب زیرو به معبد لین کوئی برگشت و اون جا مشاهده کرد که رئیس گروه توسط سکتور سلاخی شده؛ چرا که سکتور فکر می کرد رئیس دیگه برای رهبری گروه کارایی خودش رو از دست داده و لین کوئی به رهبری جدید و نیرومند احتیاج داره ( نویسنده: بیا تحول بگیر جناب گرند مستر!!! تا تو باشی بچه های مردم رو اسباب بازی نکنی!!!!) اما سکتور نتونست که مدال اژدهای رئیس گروه رو بدست بیاره؛ چرا که در یه درگیری شدید از ساب زیرو شکست خورد. بعد از این ماجرا سکتور به ژاپن فرار کرد. (نویسنده: احتمالا رفته بوده مادربرد ایسوز واسه خودش بخره!!!!! بی مزه بود نه!؟)

ساب زیرو مدال اژدها رو بدست اورد که با این کار تحول شدیدی در افزایش قدرت وی صورت گرفت؛ حتی چهره و قیافه وی کمی تغییر کرد. با پیروزی اون تحول زیادی در گروه لین کوئی شکل گرفت. او گروه رو به مکانی دور دست در ناحیه قطب شمال انتقال داد و شروع کرد به تربیت نیروهای جدید.
او به نیروهای خود علاوه بر مهارت رزمی و حرکات ویژه ، پاکی و درستی و جوانمردی رو یاد داد و این که اونا مانند نیروهای قبلی لین کوئی یه قاتل متعصب و خشک مغز نیستند.
ساب زیرو مسابقه ای رو ترتبیت داد تا از طریق اون قویترین شخص رو به عنوان کارآموز به خدمت بگیره. در کمال شگفتی قهرمان این مسابقه زنی بود به نام فراست ( Frost) (نوسنده: همون شبنم خودمون!!!) که قدرت کنترل یخ رو همانند ساب زیرو داشت . ساب زیرو وی رو به شاگردی خودش پذیرفت؛ اما زمانی که وی یه جنگجوی تمام عیار شد یه جای پذیرش باورهای ساب زیرو از قبیل فلسفه زندگی، روحیه متضاد اون رو در خود پرورید نظیر غرور که سرانجام کار دستش داد. او با این روحیه با متحدین ساب زیرو مخصوصا سونیا بلید اختلاف و مشکل پیدا کرد. (نویسنده: بزرگ ترین اشتباه ساب زیرو اینه که اول روحیه خانه داری و کدبانو گری رو به این فراست خانم چشم سفید ، آموزش نداد!!!!)

بعد از اینکه لو کنگ توسط اتحاد مرگبار کشته شد. ریدن از ساب زیرو خواست تا برای بقای قلمرو زمین به وی ملحق بشه. ساب زیرو درخواست ریدن رو پذیرفت اما این بار متاسفانه به دلایل شخصی که به لین کوئی مربوط می شد. او می خواست با این کار سبب درخشان نشون دادن لین کوئی و زیردستانش بشه تا دیگران از اون ها با احترام یاد کنند. (نویسنده: ا...ا... ساب زیرو جون از تو دیگه بعیده!!!!!؟؟؟)
زمانی که بین ساب زیرو و فراست بوسیله جنجویان زمینی در دنای بیرون فاصله افتاد؛ فراست موفق شد که مدال اژدها رو بدزده اما چون توانایی کنترل اون رو نداشت با قدرت یخ خودش، از پای در اومد و ظاهرا کشته شد. ( نویسنده: جیگرم خنک شد!!) ساب زیرو خودش رو در این امر مقصر دونست چرا که نتوانسته بود فلسفه سالم زیستن رو به او آموزش بده و غرور و تکبر در فراست رخنه کرده بود. (نویسنده: یه چیزی رو فهمیدین.......این لین کوئی ها هم رزمی کارن، هم مهندس کامپیوتر ، برق، مکانیک و مکاترونیک خوندن و بلدن روبوت بسازن و برنامه ریزی شون کنن و هم فیلسوفند که این آخری از همه جالب تره!!!!)

: Mortal Kombat: Deception / Unchained

همون طور که ساب زیرو دنبال یه جایی می گشت تا فراست رو به خاک بسپره ؛ او به خرابه ای رسید که به تمدنی متعلق بود که به نوعی قدرت سرما رو داشتند. او با بررسی دقیق فهمید که وی و فراست به جز نوادگان و نسل زاده های این نژاد که کریمنسر نامیده می شوند ؛هستند. او فراست رو به خاک سپرد و اون رو به خاطر خیانتش بخشید تا در آرامش باشه. او لباسی رو پوشید که از لباس های باستانی این نژاد بود و اون رو در همین خرابه پیدا کرده بود و بار دیگه قدرت خودش رو احیا کرد. او تصمیم گرفت تا به پاتوق ریدن و متحدینش بره که در بازگشت با گروهی از تارکاتان ها مواجه شد که قصد حمله به وی رو داشتند؛ بعد از نایود کردن اون ها در جنگل زنده (Living Forest) متحد جدید تارکاتان ها یعنی هوتارو (Hotaru) به تعقیب ساب زیرو پرداخت. کمی بعد وی شمشیر زن قهاری به نام کنشی (Kenshi) رو پیدا کرد و جان اون رو نجات داد. کنشی ماجرای شکست ریدن و متحدینش رو برای ساب زیرو شرح داد. او به همراه کنشی تصمیم گرفتند تا به قلمرو زمین بازگردند که هوتارو ظاهر گشت و به طور موقت با حمله ای ساب زیرو رو کور کرد. این بار کنشی بود که جان ساب زیرو رو نجات داد و همراه او به هوتارو شکست سختی وارد ساخت. (نویسنده: به این می گن اتحاد کنشی- زیرو!!!)
زمانی که شوجینکو (Shujinko) با بازمانده جنگجویان قلمرو زمین متحد شده بود تا خطر اوناگا (Onaga) رو برطرف کنه ؛ ساب زیرو با دیگه به دنیای خارج رفت که کمی بعد در اونجا با سارینا (Sareena) روبرو گشت. چون سارینا به برادرش کمک کرده بود تا از قلمرو زیرین آزاد بشه و همچنین سال ها قبل از اون ، بی هان رو یاری کرده بود که کوان چی رو شکست بده ؛ ساب زیرو به سارینا پیشنهاد داد تا به معبد لین کوئی پناهنده بشه و به همین منظور شئ فلزی شکل رو به او داد تا با اون بتونه به معبد مخفی لین کوئی دسترسی پیدا کنه. ساب زیرو و سارینا در مسیر بازگشت ؛ اون ها دو تن از بازماندهای نیروهای تاریکی شائوکان رو مشاهده کردند که این دو کسی نبودند جز برادرش نوب سایبات و دوست صمیمی اش اسموک.

این دو به سمت قلمرو زیرین رفتند ؛ ساب زیرو نیز به دنبال اون ها رفت و به سارینا گفت که در معبد لین کوئی منتظر وی بمونه تا برگرده. با این حال نوب سایبات و اسموک می دونستند که ساب زیرو داره اون ها رو تعقیب می کنه و سرانجام در مرحله ای به ساب زیرو حمله کردند ؛ اما قدرت رئیس لین کوئی بیشتر از این حرف ها بود که شکست بخوره.
پس از بازگشت ساب زیرو به لین کوئی، او متوجه شد که تعدادی از افراد زیردستش به طور وحشیانه توسط فراست سلاخی شدند. اون جا بود که وی دریافت فراست به نوعی زنده مانده و از قبر خود فرار کرده. (نویسنده: یه نفر نیست به این فراست بگه مگه لین کوئی و مدال اژدها ارث بابات هست که اینجوری می کنی!!!؟؟؟) ساب زیرو وی رو منجمد کرد و در آرامگاهی در معبد لین کوئی قرار داد با این فرض که روزی اون دوباره هوشیار می شه و تاوان جنایت خودش رو میده. ( نویسنده: اشتباه دوم ساب زیرو!!!)

: Mortal Kombat :Armageddon

مدتی بعد ، تیون( Taven) نیمه خدا به معبد لین کوئی آمد تا هدیه ای رو که مادرش به او داده بود رو پیدا کنه. تیون تعدادی از جنگجویان لین کوئی رو شکست داد و همچنین فراست رو از زندان یخی آزاد کرد. ( نویسنده: این دوشیزه فراست اینقدره تو کف این مدال اژدها و ریاست لین کوئی بود که تیون رو با ساب زیرو اشتباه گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!). بعد از اون ساب زیرو متوجه شد و تیون رو به مبارزه دعوت کرد اما حین مبارزه متوجه خالکوبی روی صورت تیون شد که شکل اژدها بود. مبارزه متوقف شد و ساب زیرو به تیون گفت که این شکل روی صورت وی دقیقا بر روی دری قفل در این مکان حک شده ؛ تیون با مشاهده و بازکردن این در تونست که لباس جنگی رو که مادرش برایش گذاشته بود ؛ بدست بیاره. 

در این زمان بود که ناگهان نوب سایبات به همراه اسموک به لین کوئی حمله کردند و تعدادی از جنگجویان رو به روبوت اهریمنی تبدیل کردند. تیون به ساب زیرو کمک کرد و شیاطین رو نابود کرد. او اسموک و سرانجام نوب سایبات رو که در حال حمله به ساب زیرو بود شکست داد. پس از شکست دادن نوب سایبات ، ساب زیرو به عنوان تشکر مکان سری گروه اژدهای قرمز (Red Dragon) رو به تیون نشون داد این گروه مدام به تیون حمله می کردند تا اون رو نابود کنن. پس از اون ساب زیرو تلاش کرد تا روح برادرش رو که در تاریکی محض غوطه ور بود ؛ تطهیر کنه ولی موفق شد یا نه معلوم نشد.
ساب زیرو بعدها در واقعه آرماگدون به نیروهای روشنایی پیوست و با اسکورپیون رودر رو گشت. کمی بعد وی دیده شد در حالی که تیغ دست چپ باراکا (Baraka) درون سینه اش فرو رفته بود و همچنین شمشیر کوری بلید او در سینه اسکورپیون. (نویسنده: حیف شد واقعا!)

: Mortal Kombat v.s DC Universe

در داستان این سری ، لو کنگ ابتدا فکر می کرد که ناپدید شدن جنگجویان مدرسه ووشی (Wu Shi Academy) زیر سر گروه لین کوئی هست ؛ از طرفی ساب زیرو نیز بر این باور بود که مسئول ناپدید شدن افراد گروهش، کسی نیست الا لو کنگ. ساب زیرو لو رو به مبارزه دعوت کرد اما شکست خورد. اما با این حال با لو متحد شد زمانی که متوجه شد هم رزمان وی نیز ناپدید شده اند. در راه بازگشت به لین کوئی ساب زیرو قلعه مستحکمی رو یافت و برای بررسی داخل اون شد. کمی بعد او با سوپرمن (Super Man) روبرو شد و وی رو منجمد کرد. اما وندر ومن (Wonder Woman) ظاهر گشت و ساب زیرو رو شکست داد و وی رو اسیر کرد. تا این که سرو کله جکس (Jax) پیدا شد به خاطر اینکه جنگجوی لین کوئی رو آزاد کنه. جکس وندر ومن رو شکست سختی داد.
کمی بعد ساب زیرو ریدن رو صدا زد ؛ با این تفکر که کوان چی می تونه در مورد حضور این جنگجویان تازه ، توضیح بده؛ اما ریدن به او اعتماد نداشت و وی رو به مبارزه دعوت کرد. اما ساب زیرو به خوبی از پس ریدن بر اومد و اعتماد وی رو جلب کرد. بعد ها این دو به دنبال اسکورپیون به قلمرو زیرین رفتند. و در اونجا با Deathstoke درگیر شدند. کمی بعد ساب زیرو با بت من ( Bat Man) رودر رو گشت که اون رو شکست داد. بلافاصله بعد از این کار اسکورپیون با تیغ معروف خودش ساب زیرو رو به قلمرو زیرین کشاند. این دو با هم درگیر شدند که این درگیری سبب رهایی کوان چی از بند شد. کوان چی هر دو نینجا و ریدن رو متقاعد کرد تا فعلا خصومت های خودشون رو کنار بذارند چرا که مهاجمان جدیدی پدیدار شده اند. 

ساب زیرو با اسکورپیون متحد شد و اونا در معبد نیلوفر سفید (White Lotus) با کت ومن (Cat Woman) و Lex Luthor رو رو شدند. ساب زیرو در جا کت ومن رو منجمد کرد. اما وی و اسکورپیون از Lex Luthor شکست خوردند.

در درگیری بین نیروهای کامبت و دی سی یونیورس، ساب زیرو بار دیگه با بت من مبارزه کرد. کمی بعد نیز ریدن با سوپر من متحد شد تا دارک کان (Dark Kahn) رو شکست بده که در این امر موفق شدند.


منبع:mkcemter.ir












[ سه شنبه 22 بهمن 1392 ] [ 02:02 ب.ظ ] [ vida jr ] نظرات

نمایش نظرات 1 تا 30


JiRaS tHeMe